يادم باشه كه يادت باشه كه يادم بياري كه يادت بدم
كه ياد بگيريكه يادم بياري كه هميشه به يادتم
و يادت هيچوقت از يادم نميره. اين رو يادت نره
بهش نگید که من چقدر دوسش دارم برای بردن دلش کوه روشونم میذارم
بهش نگید دیوونه چشاش شدم مست همه شیطونیاش عاشق خنده هاش شدم
اگه بفهمه عاشقم میره و پیداش نمیشه کی میدونه عاقبت این دل زارم چی میشه
گفت:می خوام برات یه یادگاری بنویسم
گفتم:کجا؟
گفت:رو قلبت.
گفتم:مگه میتونی؟
گفت:سخت نیست آسونه
گفتم:باشه بنویس تا همیشه به یادگار بمونه
یه خنجر برداشت
گفتم: این چیه؟
گفت:سیسسس
ساکت شدم
گفتم:بنویس دیگه چرا معطلی.
خنجر رو برداشت و با تیزی خنجر نوشت:
دوستت دارم دیوونه
اون رفته ,خیلی وقته ,کجا؟ نمیدونم.
اما هنوز زخم خنجرش یادگاری رو قلبم مونده.
دوستت دارم دیوونه

وقتي كه چشات ابره ، پلكات چه مهي داره
آفتاب به نگاه تو ،كلي بدهي داره
ماه روزا مياد مكتب ،پيش مژه ي نازت
بارون شده شاگرد ،شب تا سحر سازت
پروانه مياد دورت ، تنها واسه ي مردن
مردن پيش چشم تو ، يعني هميشه بردن
دريا شنيدم عصرا ، موتو مي زنه شونه
راستي ديگه فهميدم محض چي پريشونه
پيش يه نگاه تو ، كوها هميشه موم ن
بيچاره گلا پيشت يه عمره كه محكومن
كوها تو زمستونا از دوره كه پر برفن
پيش تو ميان هيچن ، در حد دو تا حرفن
رنگين كمونم سادس ، پهلوي تو بي رنگه
چشماي تو كه باشه ، جاي آسمون تنگه
با اسم تو سيمرغا ، پر مي كشن و مي رن
با برق نگاه تو مي سوزن و مي ميرن
دربون دو چشماته ، هر چي نور و سيارس
دفترچه ي ابرا از حرفاي مژت پاره اس
صحراها زير دستت گرما رو مي آموزن
زيبا آتيشا از رو چشماي تو مي سوزن
قطبا زير دست تو شيش ماه مي بينن دوره
تو قلب دائم شب ، دستات هميشه ظهره
جنگل با اون آوازش تو چشماي تو گم شد
شمشاد اومد و پيشت خم شد قد گندم شد
من هر چي بگم از تو ، با او جذبت دوره
راس گفتي چه كاري بود ، شاعر مگه مجبوره ؟
من متهمم باشه ، تو داوري و قاضي
هم مي توني شاكي شي ، هم مهربون و راضي
حرف حالا و فردا ، مثل هميشس زيبا
جز تو همه يعني هيچ ، تو يعني خود زيبا....!

رو به گريه بازه جانم دلم از دنـيا گرفته
تپش ترانه هامو مرگ بي صـدا گرفته
گريه کن گريه کن گريه اي آواز خاموش
گريه کن گريه کن اي تــرانـــه فراموش
گريه کن گريه باغ لاله هـاي پـرپـر
گريه کن گريه من لحظه هاي آخر
از کجای شرجي شب مي شـه دريا رو صدا زد
به کدوم لهجه غربت مي شه دنيا رو صدا زد
رو به گريه باز جانم دلم از دنيا گرفته
تپش ترانه هامو مرگ بي صدا گرفته
گريه کن گريه کن گريه اي آواز خاموش
گريه کن گريه کن اي تــرانـه فـرامـوش
کي صــدا زد مـنو از شـب من که مغـلوب دوباره ام
شب شب تاريک وخاموش من پر از نعش ستاره ام
اين کدوم لحظه درده شـب چـنـدم عذابه
که دقيقه قرن سرشار از تلاطم عذابه
گريه کن گريه کن گريه اي آواز خاموش
گريه کن گريه کن اي تــرانـه فرامــوش
گريه کن گريه باغ لاله هـاي پـرپـر
گريه کن گريه من لحظه هاي آخر
از کجا شرجي شب مي شه دريا رو صدا زد
به کدوم لهجه غربت مي شه دنيا رو صدا زد
رو به گريه بازه جانم دلم از دنيا گرفته
تپش ترانه هامو مرگ بي صدا گرفته
گريه کن...گريه کن گريه اي آواز خاموش
گريه کن...گريه کن اي تـرانـه فـرامــوش
گريه کن گريه باغ لاله هـاي پـرپـر
گريه کن گريه من لحظه هاي آخر
بهتر از من چه کسي . عاشق تر از من چه کسي
واسه ي عشق تو ديوونه تر از من چه کسي
اگه قربوني مي خواستي بهتر از من چه کسي
واسه پيش مرگ تو اماده تر از من چه کسي
تو اگه چشمه بودي تشنه تر از من چه کسي
واسه دلداري دادن خسته تر از من چه کسي
بهتر از من چه کسي . عاشق تر از من چه کسي
|
+| نوشته شده توسط
مهران، نویسنده عاشق تنها در یکشنبه ششم اسفند 1385
|